خرید بک لینک
ماه عزیزی از ما گذشت. گذشت و ما ماندیم خالی آغوش مهربان این ماه. ماهی که آسمانش تا چند وجبی زمین میرسید. انگار صمیمیتر، انگار از نزدیکتر میشد با خدا درد دل کرد (+) ما ماندیم عریان از پناه این ماه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف محمدپور تاريخ: سه شنبه 18 تير 1398 ساعت: 11:52

هر بار که میخندی زمین ما در آسمان کهکشانهای خیلی دور انگار که ستارهای روشن چشمک میزند ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف محمدپور تاريخ: سه شنبه 18 تير 1398 ساعت: 11:52

حتی اذا ضاقت علیهم الارض بما رحبت

و ضاقت علیهم أنفسهم...

وقتهایی که قلب بیتابتر از آن میشود که در قفس سینه جا بگیرد

شاید کلمات پروردگارماناند که «قرار بود بزرگتر از این باشی، قرار نبوده اینجا جابشوی»


برچسب: نویسنده: یوسف محمدپور تاريخ: چهارشنبه 22 اسفند 1397 ساعت: 10:56

جایی خواندم که این پرکاربردترین جملهایست که معلمهای داستاننویسی به شاگردانشان میگویند. یعنی به جای اینکه مستقیما شخصیتت را توصیف کنی و بگویی سوادش چقدر است، وضع مالیش چه طور است یا حالاتش را بگوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف محمدپور تاريخ: چهارشنبه 22 اسفند 1397 ساعت: 10:56

@page { margin: 0.79in } p { margin-bottom: 0.08in } @page { margin: 0.79in } p { margin-bottom: 0.08in } دیروز هیچ چراغی در راهم قرمز نبود بیگمان از پدربیامرزیهای ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف محمدپور تاريخ: چهارشنبه 22 اسفند 1397 ساعت: 10:56

خب تعارف که نداریم؛ اگر شما این کلمات را میخوانید، به شدت در اقلیت هستید، اقلیتی که احتمالا بشود شمردنشان را با کودکی که تنها با انگشتانش بلد است بشمارد واگذار کرد (که خب ممنونم ازتون). چهارسال پیش وقتی اینجا را میساختم البته آرزویی که برایش داشتم -هرچند قطعا بزرگتر از این- ولی راستش خیلی هم بزرگتر نبود، یعنی وقتی خودوبلاگ با این جمله شروع شد که «دیگه گموادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف محمدپور تاريخ: شنبه 29 ارديبهشت 1397 ساعت: 19:33


سلام عیدتون مبارک باشه آقاجان، خیلی دوست داشتیم بیایم خدمتتون عید دیدنی. عیدی شما البته حتما به ما میرسه. حالا انشاءالله سال بعد دیدن روی ماهتون هم جزو عیدیا باشه.


--

غدیر ۱۴۳۸

برچسب: پیامک,سرگشاده, نویسنده: یوسف محمدپور تاريخ: سه شنبه 4 مهر 1396 ساعت: 23:11

اگر گاهی گذشتهمون رو مرور کنیم، پیدا کردن اثر انگشت خدا -جاهایی خدا خواسته قدرتنمایی- کنه سخت نیست. خب وقتی دارم این حرف رو میزنم قاعدتا دارم مقدمهچینی میکنم تا مورد مشابهی درباره زندگی خودم بگم. امروز که -نمیدانم چرا- آثار جراحتی نسبتا کهنه (جراحت روحی روانی منظورمه :دی) سر بازکرده بود و حال ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف محمدپور تاريخ: شنبه 31 تير 1396 ساعت: 9:41

امروز حتما دستهای از زیباترین گلهای زمین و شاید هم آسمان فراهم کردی
و با ظرفی از گلاب یا کوثر بر سر مزار مادر -که تنها خودت نشانیاش را میدانی- نشستهای.
هدیه میلاد چه تدارک دیدهای؟
کوثر؟ قدر؟ با کدام آیهها عرض ادب میکنی؟ فدای قرآن خواندت
یا شاید دعای آمدنت را هدیه میکنی.
من که بهتر از این هدیه به فکرم نمیرسید. من دعای آمدنت را هدیه میکنم. مادرت چیزی را بیشتر دوست دارد از این که تو بیایی؟
از این که دنیا آنطور شود که بعد از ظهور تو خواهد شد؟

برچسب: نویسنده: یوسف محمدپور تاريخ: دوشنبه 30 اسفند 1395 ساعت: 1:46

یادم افتاد هر سال این موقع میومدم اون کتیبه عزا که بالای قالب وبلاگ میذاشتم رو بر میداشتم.
(کاری که از کاسبهای خوب یاد گرفته بودم که محرم که میرسه یه نشونه عزا به دکورشون اضافه میکنن)
بعد یادم افتاد امسال اصلا چنین کاری نکردم.
این کارها -حتی اینقدر کوچکش- توفیق میخواد؛ که این بار من نداشتم...

برچسب: نویسنده: یوسف محمدپور تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1395 ساعت: 22:03

تو بوکس راه پیروزی مطمئن ناک اوت کردنه؛ وگرنه، نتیجه واگذار میشه به رای یک سری داور کنار گود. یعنی باید حریف جوری بخوره که برای ۱۰ ثانیه نتونه از جاش بلند بشه. ناک اوت شدن اینجوری نیست که طرف آسیب خاصی ببینه که توانایی ایستادن رو برای بلندمدت از دست بده. دو دقیقه بعد راحت وای میایسته. ولی اون لحظه جوری گیج و منگ شده که اصلا دستور ایستادن از مغزش به عضلاتش منتقل نمیشه. پاهاش سالماند ولی نمیتونه جمعشون کنه زیر بدنش. بازوهاش سالمن، ولی نمیتونه به زمین فشار بیاره و بلند شه. ناک اوت کردن مهارت میخواد. چیزی نیست که با یک ضربه تموم بشه، یک فرآینده. حریف در حالت عادی از بینی و گیجگاهاش -جاهایی که با هوشیاریش در ارتباطن- محافظت میکنه. یک سری ضربههای خفیفتر، یک سری فریبدادنها لازمه تا مراقبت طرف کم بشه. تمرکز و حواسش باید مرحله مرحله کم بشه تا دیگه نتونه درست از سرش محافظت کنه. به این جا که رسید، یه ضربه محکم به گیجگاه مقصود رو برآورده میکنه. حریف بعیده بتونه خودش روی پاش بایسته، اگر هم نزدیک طنابهای کنار رینگ باشه و بتونه به اونها تکیه بده، به نفعشه بیخیالشون بشه. سر پا موندادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف محمدپور تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1395 ساعت: 22:03

خب آدم هیچ وقت دوست نداره که باهاش طوری رفتار شه که اون رفتار رو مناسب ندونه. ولی حداقل یک جا هست که این مسئله میتونه از جهتی آدم رو خوشحال هم بکنه. وقتی که این رفتار از سمت کسی باشه که تصمیم گرفته باشی که نبخشیاش، خوشحال میشی باز هم بهونه دیگهای بیاد دستت، تا عذاب وجدان کمتری داشته باشی. *** زمانی مخاطب جملهای بودم که به فکر فرو میبَرَدم: «فکر کردم اتفاق خاصی نمیافته و فوقش هم یکی دو ماه دیگر عذرخواهی میکنم و میگویید "مهم نیست" و تمام.» این حس که با گفتن یکی دو کلمه -تازه اگر همان هم گفته شود- میتوان هر چیزی را undo کرد خیلی خطرناک است. مثل رانندگی در شهری که هر چیزی هم که شد، مسئولیتی متوجه راننده نخواهد بود و اگر عابری ضربهای خورد، وقتی هنوز روی آسفالت درد میکشد باید رضایتنامه امضا کند. زندگی در چنین شهری اصلا قشنگ نیست. من کینهای نیستم ولی دوست ندارم شهروند چنین شهری باشم. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف محمدپور تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1395 ساعت: 22:03

ابرها و پرندهها
ماه و ستارهها
همه از خورشید دلگیر میشوند
وقتی که عینک آفتابی چشمانت را بپوشاند.

برچسب: نویسنده: یوسف محمدپور تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 7:30

پدرمادرها زیاد بچهها را گول میزنند. و وقتی فکر میکنی به سادگی و محکمی اعتماد کردن بچهها، از این کار بدت میآید. این که به بچه بگویی اگر فلان غذا را بخوری، آن قدر قوی میشوی که میتوانی این میز را بالای سرت بلند کنی. این که میخواهی بچه را ببری أرایشگاه ولی بگویی میرویم پارک که با اشتیاق حاضر شود و دست تو را بکشد که زودتر برویم. قضیه بدتر از این هم هست. اگر بچه فریب نخورد، اگه فکر کرد و تصمیمی که دلت میخواست را نگرفت، باز هم از چیزی فرار نکرده. چون معمولا اینجا عنصر زور ظاهر میشه. انگار یه پیامی رو ناخودآگاه میفرستیم که «به نفعته گول بخوری»ادامه مطلب

برچسب: شکستنی به انگلیسی,شکستنی امید,شکستنی ها شکست,شکستنی امید کنسرت,شکستنی رفع بلاست,شکستنی امید دانلود,شکستنی مثل حباب,شکستنی در ورزش,ژله شکستنی,عروسک شکستنی, نویسنده: یوسف محمدپور تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 7:29

اومدم به این مدل معروف (+ و +) برای مراحل اندوه انتقاد کنم؛ بعد یک نگاه انداختم دیدم انتقادم وارد نیست. بنده خدا خودش گفته که مرحلهها آبشاری نیستن، مثل roller coaster میمونن. آدم هی بینشون دست به دست میشه.

تا کی بتونه بالاخره از اون میون فرار کنه

برچسب: نویسنده: یوسف محمدپور تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 7:29

صفحه بندی